اخبار و لینکهای جالب (گودر و ...)

۱۳۹۰/۱۲/۲۵

بوی عیدی - نوروز ۹۱

کاری زیبا از خبر آنلاین:
پ.ن. تو یکی از عکسها عیدی هاشونو گذاشتن لای هزار و یک شب. احتمالا یکی فکر کرده داره آخر هفت سین ایرانی میچینه. ولی اگه زحمت کشیده بود چند تا صفحه از او کتاب میخوند، میدید که، بجز موضوع شهرزاد و شهریار که از نسخه های قدیمی تر مونده، اکثر داستانهای هزار و یک شب، حداقل اون چیزی که امروز تو دست ماست، در مورد عربها و خلیفه ها و شهرهای دور و بر بغداده. حتی یکی دو تا از داستانها بود که در مورد ایرانیا بود ولی اونهم از دید عربها. مثلا داستان کنیزک ایرانی...

۱۳۹۰/۱۰/۳۰

نام روزهـای هفتـه در ایـران باستـان‎‎

این نوشته از گوگل+ دزدیده شده. ولی دیدم بهتری اینجا باشه تا تو گوگل+ گم بشه:
کیوان شید (شنبه):نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.
مهر شید (یکشنبه):روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.
مهشید (دوشنبه):مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.
بهرام شید (سه شنبه):بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.
تیرشید (چهارشنبه):تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.
اورمزد شید (پنجشنبه):اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.
ناهید شید (آدینه):ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است. اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:
کیوان شید: شنبهSaturday = Satur + day Saturn = کیوان
مهرشید: یکشنبهSunday = Sun + day Sun = مهر، خور (خورشید)
مهشید: دوشنبهMonday = Mon + day Moon = ماه
بهرام شید: سه‌شنبهTuesday = Tues + dayTues = god of war = Mars= بهرام
تیرشید: چهارشنبهWednesday = Wednes + dayWednes = day of Mercury = Mercury = تیر
هرمزشید: پنج‌شنبهThursday = Thurs + dayThurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
ناهیدشید یا آدینه: جمعهFriday = Fri + dayFri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید
منبع: Vahid A 

۱۳۹۰/۰۹/۲۹

آداب جشن شب يلدا در ايران باستان


اگه عنوان یا خود نوشته کلیشه خشکه عبارت به نظر میاد به بزرگی خودتون ببخشید، ولی به نظرم جالب اومد:
در ايران باستان با توجه به اين‌كه مردم بيشتر كشاورز يا دامپرور بودند و به مرور با تضادهاي طبيعت مانند روز و شب، گرما و سرما، روشنايي و تاريكي و حتا خوبي و بدي و دوستي و دشمني آشنا شدند، در باور آن‌ها آنچه براي زندگي مفيد بود، از جلوه‌هاي اهورامزدا به‌شمار مي‌آمد و آنچه براي آن‌ها زيان‌آور بود، از جلوه‌هاي اهريمن دانسته مي‌شد.
با توجه به اين‌كه روز زمان فعاليت، كشت و كار و تفريح مردم بود، آن را پديده‌اي كه آفريده‌ي مزدا است مي‌دانستند و شب را به سبب اين‌كه پر از سكوت، ترس، اسرار و تاريكي بود و در كنار آن، دزدي و شبيخون بود و اموال‌شان مورد تعرض قرار مي‌گرفت، آفريده‌ي اهريمن مي‌دانستند.
ايرانيان باستان براي اين‌كه تا اندازه‌اي شب‌ها را بي‌آزار كنند و از ترس و وحشت آن بكاهند، آتش مي‌افروختند و در پناه روشناي آتش، شب را به صبح مي‌رساندند و معتقد بودند با افروختن آتش، دامنه‌ي روشنايي نيروي اهورامزدا بر نيروي جادوگران و ديوها غلبه مي‌كند و در واقع جادوگران از خانه‌هاي آن‌ها دور مي‌شوند.
آن‌ها باور داشتند براي اين‌كه جادوگران و ديوها در خانه راه پيدا نكنند، بايد اين آتش در خانه افروخته و مدام روشن باشد و از آنجا كه درازترين شب سال، شب يلدا بود و شب طولاني مي‌شد، به انگيزه‌ي اين‌كه فردا روشنايي بيشتري دارند و روز درازتر مي‌شود، شب تا صبح دور حلقه‌ي آتش مي‌نشستند و شادي مي‌كردند و به پرستش اهورامزدا و دعا خواندن مي‌پرداختند.
ايرانيان باستان نشستن به دور آتش را «آتشان» مي‌ناميدند و خاموش كردن آتش گناه بزرگي محسوب مي‌شد و معتقد بودند با خاموشي آتش، ارواح خبيث به خانه‌هاي آن‌ها حمله مي‌كنند. بنابراين هر شب تا پگاه صبح، فردي را مأمور مي‌كردند تا آتش خاموش نشود. البته در بعضي كتاب‌ها مانند كتاب برهان قاطع، شب را به‌علت غلبه‌ي طولاني تاريكي بسيار نحس مي‌دانستند، ولي روز را چون دامنه‌ي آن بيشتر مي‌شد مبارك و ميمون مي‌دانستند.
آن‌ها در كنار هم به خوردن ميوه‌هاي پاييزي مشغول مي‌شدند و از آجيل «لرك» كه بسيار مقدس است و از هفت مغزينه تشكيل شده است، استفاده مي‌كردند.
خوردن هندوانه در اين شب بسيار اهميت داشت، چون اعتقاد داشتند كه آن‌ها را در سراسر زمستان از سرما و بيماري در امان خواهد داشت. از به، نارنج و ديگر مركبات نيز در اين شب استفاده مي‌شد.
شب يلدا از جشن‌هاي باستاني است كه همچنان ادامه دارد و بين زرتشتيان و مسلمانان حفظ شده است. در اين شب، افراد يك فاميل در خانه‌ي بزرگ يكي از اقوام جمع مي‌شوند و به خواندن فال حافظ و قرآن مي‌پردازند و در كنار هم غذاهاي سنتي يزدي مانند آتش و شولي يزدي صرف مي‌كنند.




۱۳۹۰/۰۸/۱۳

سرگذشت جالب یک لغت؟

امروز یه ایمیل اومد که متنش این بود: 
" در پس اکثر لغات و اسم ها فلسفه ی جالبی نهفته است. 
چرا "استکان"؟؟ 
در زمان های قدیم هنگامیکه هندوها با کشورهای عربی مراوده تجاری داشتند برای نوشیدن چای به همراه خود پیاله هایی را به این کشورها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشورها به بیاله معروف شد.پس از آن اروپاییانی که برای تجارت به کشورهای عربی سفر میکردند چون در کشورشان از فنجان برای نوشیدن چای یا قهوه استفاده میکردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیاله ها را به عنوان یادگاری میبردند و آن را East Tea Can مینامیدند. "یک ظرف چای شرقی!!!"به تدریج این کلمه به کشورهای شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد. "
اتفاقا یکی دو هفته پیش کشف کردم که ریشه "استکان" ترکیه و یکی روش تحقیق کردم. برای همین تا این ایمیل اومد گفتم باز یکی از دوستان هم وطن تاریخ اختراع کرده. 
برای اینکه ببینید ریشه واقعی استکان از کجاست کافیه یه سر به ویکی پدیا بزنید. ولی جالب تر اینجاست که در مورد خود این East Tea Can هم نوشته.

حالا بگذریم که فردا پس فردا میرم یه مهمونی جایی یکی میاد تفسیر میکنه که چجوری ریشه استکان برمیگرده به "یک ظرف چای شرقی" و فکر میکنه استاد تاریخه،
بگذریم که کی ما ایرانیا دست از خالی بندی برمیداریم،
بگذریم که تا یکی یه خالی میبنده زود باور میکنم و میریم به بقیه میگیم،
بگذریم که ...
فقط اینو یکی به من بگه اونایی که اینارو مینویسن از کجاشون در میارن!!؟